گاهی وقتها کم میارم

گاهی وقتها آنقدر حرف زياده که تو گفتن کم ميارم
به همين دليل هست که مينويسم !
بين خودمان بماند داشتم به تو فکر ميکردم
به تو و نشانهای ساده برای اثبات علاقه !
راستی همين نشانهای ساده ی روزمره برای اثبات علاقه کافی
نيست ؟
ولی ميدانم : به هيچ نشانه ای نمی شود اعتماد کرد !
اکنون میتوانم مثل پسرکی هفت ساله بنويسم : آب
و غرق شوم بی آنکه دست و پائی بزنم .
می توانم بنويسم : درخت
و سبز شوم بدون هيچ درنگی .
می توانم تو را بنويسم
و بعد به آرامی ببوسمت بی آنکه کسی ببيند .
می توانم بنويسم : رقص مرگ
و بميرم !
به همين سادگی .